
بنام مقام متعال
چند وقت پیش تصمیم گرفتم برای اینکه هم کمی ورزش کرده باشم و تحرکی به بدنم زده باشم و هم اینکه بعد از پایان یک روز سخت و پرتنش کار روزانه به خانه میام با گوش دادن موزیک ملایم رکابی هم در هوای آزاد زده باشم، یک دوچرخه خریدم. راستش به دوستان عزیزم هم استفاده از ورزش دوچرخه سواری را پیشنهاد می کنم چون بسیار مفرح و دلچسبه و ذهن رو خوب راحت و آزاد می کنه ولی اشتهاء رو نیز بیشتر می کنه که اگه بعد از دوچرخه سواری مثل من حسابی از خودتون پذیرائی کنید باید اضافه وزن را هم تحمل کنید!
محله ما از لحاظ مورفولوژی (ریخت شناسی) به صورت سربالائی و سرپائینی است یعنی تا سیصد چهارصد متر سواری می کنید یا به سربالائی می رسید یا به سرازیری که این باعث می شه دوچرخه سواری آرام بعد از ظهر شما را کمی کش و قوس دار نماید! یعنی وقتی به یک سربالائی می رسم باید حسابی پا بزنم و فشار زیادی بهم وارد می شه و کمتر به جلو حرکت می کنم. و به محض اینکه به انتهای سربالائی می رسم بعد از طی مسافت مسطح کوتاهی ،سرازیری شروع می شه و در این حالت لبخندی روی لبام می شینه و اصلا بخودم فشار نمیارم و کمتر رکاب می زنم و با سرعت بیشتری به جلو حرکت می کنم و بعدش دوباره سربالائی .... و همینطور این چرخه ادامه داره.
داستان زندگی ما نیز همینطوره ؛ یعنی کمتر پیش میاد زندگی در جاده مسطح ادامه پیدا کنه و معمولا جاده زندگی هم مثل محله ما دارای سربالائی ها و سرازیری های بسیاری است. بعضی اوقات در سربالائی های زندگی هستیم ، در این مواقع خیلی تلاش می کنیم و بیشتر انرژی مصرف می کنیم و کمتر نتیجه می گیریم ولی پس از گذشت مدتی دوباره به سرازیری جاده زندگی می رسیم و اینوقته که کمتر تلاش می کنیم و کارهامون سریع جواب می ده و کلا به اصطلاح ((رو دور می افتیم)) .
وضعیت هر یک از ما بعنوان روح نیز اینگونه است در این کش و قوس هاست که روح تجربه لازم جهت بازگشت بسوی ((آن لایتناهی)) را بدست می آورد. منتها یادمان نرود وقتی در سربالائی زندگی قرار گرفتیم کمتر عجز و ناله کنیم و دیگران و زمین و زمان را مقصر ندانیم و صبر و شکیبائی بخرج دهیم و اوقاتی که هم که در سراشیبی زندگی بودیم و کارها خوب پیش رفت ، مغرور نشویم و فروتن و شکرگزار باشیم.
تنها ((آن لایتناهی )) هستی دارد
تقدیم به ((واه زی)) و اساتید معظم نظام وایراگی اکنکار
برکت باشد – پسرآزاد